خرید بک لینک

مسجد سلیمان

جوان

جوانــــــــــــــــی

 

در بیکران عمق بچگی بودم

عاشق می شدم

دل پاک بودم

گول را حتی با وعده یک بستنی می خوردم

کلک نمی زدم

مرد که نه ولی نامرد هم نبودم

می خاستنم چون شیرین بودم

به شیرینی یک موم عسل

سالها گذشت

فهمیدم که ماندنی نیست

می گذرد  بچگی را می گویم

عشقی در کار نیست

دل هم تغییر نام داده  شده قلب

گول که نمی خورم

ولی می مالم  مثل شامپو بر سر مردم

کسی مرا نمی خواهد

بد نامم به بد نامی ابلیس

پاکم به پاکی یک قدیس

موم هم بد مزه و بی مزه شده

تفش می کنند

زندگی تلخ است

جوانی در من غوغا می کند

اما چه سود...

برچسب: نویسنده: مهراد حسینی‌پور تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:30

صفحه بندی